تبليغاتX
new life


new life



                 بمیرید بمیرید در این عشق بمرید            در این عشق چو مردید همه روح پذیرید

نمی گم عارف شو نمی گم جوونی نکن نمی گم تو زندگی حال نکن من میگم چرا ما جوونا این شکلی شدیم دیگه حالم بد شد انقد چرتو پرت شنیدم و دیدم  واقعا چراااااااااااااااااااااااااااااااااا ؟؟

مگه قیامتی وجود نداره مگه خدایی بالا سرمون نیست؟؟

من یه کوچولو از این چرتو پرتارو که دیدم به شما میگم ببینید ( حاله شما چه جوری میشه)!!!!!!!!

۵ شنبه داشتم از دانشگاه برمی گشتم تو تاکسی ۰۰یه زنه با هزار قرو فر پیشه یه پسر خوشگل  نشسته بود بعد راننده تاکسیه بلندش کرد یه مردرو جاش نشوند اونو اورد جلو پیشه من بماند که زنه چقدر ناراحت شد هی می گفت این امل بازیا چیه ؟؟ خلاصه  کنارم نشست  جونم براتون بگه شروع کرد با موبایل صحبت کردن با شوهرش (اینم بگم مسیر من از مترو تا خونه زیاده )ماشالله ول نمیکرد بماند که حالا از کجا فهمیدم که شوهرشه اصلا حوصله ندارم کامل بگم چون هر موقع بهش فک میکنم حالم بد میشه  نمیدونم این خیانت چی بود این همه حرف چی بود ۰نمی دونم خیانت دروغ بود یا حرف زدنه۰ بعد از یه مدت سیم کارتشو دراورد سیمه جدید انداخت اسمه قبلی سعید بود اسمه این یکی محمد بود داشته باشید انجارو که چه شخصیتی داشت با هر کدومم یه جور صحبت می کرد منم با حرفاش داشتم خر میشدم چه برسه اون بدبختا////// اینم بگم که محمد می دونست شوهر داره اخه هی زنه میگفت سعید  افسردس  میخوام ازش جدا شم ووووووووووووو بقیه ی داستانو خودتون قضاوت کنید  اینم بگم اون ور قربون صدقه ی سعید میرفتا من که کپ کرده بودم

نتیجه  من از اون شب این بود که فک می کنید اخه درسته این کارا این چه وضعی این همون چرخس به   اعتقاد من  تو خیانت کنی خیانت می بینی پس خیانت نکن ******

و هر موقع خواستی یه کاریو که وجدانتم قبول داره گناه انجام بدی به بالا سرت نگاه کن به اخرتت //////بدون که فقط این دنیا نیست بلکه دنیای دیگری هم هست و وقتت خیلی کوتاهه پس سعی کن درست پاتو بزاری که کج بزاری بد بختی*****                                

                                                                     تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد                                              

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 2:9 توسط پریسا| |

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

آلن هریس محقق و استاد دانشگاه، درباره اهمیت رایحه و حس بویایی میگویدحس بویایی شما، در مغز و دقیقا در منطقه احساسات اولیه واقع شده است.به همین علت است كه ارتباطات بویایی تشكیل شده در دوران كودكی ، می تواندشخصیت رفتاری شما و سازه های ثبت آن را در دوران نوجوانی و جوانی شكل دهد.بنابراین در تست حاضر ، آن بوی خوشی را كه حس می كنید لحظات بسیار شادی رابرای شما به وجود می آورد ، انتخاب كرده و ببینید كه رایحه شخصیت شما چه رنگ و بویی دارد !؟

گزینه یك - بوی تند كلر در استخرهای بزرگ

گزینه دو - بوی كباب ، همبرگر و از این قبیل غذاه

گزینه سه - بوی گل وسبزه

گزینه چهار - بوی كرم های ضدآفتاب

گزینه پنج - بوی خوش بچه های كوچك


جوابها  :

تفسیر گزینه یك - بوی تند كلر در استخرهای بزرگ

مطالعات نشان میدهد كسانی كه بشدت به بوی تند و تیز كلر در آب استخر علاقه مندند افرادی مخاطره جوو اهل ریسك هستند كه مدام به دنبال كسب تجربیات جدید هستند. شما عاشق تجربه كردن ودر نتیجه شوكهای غیر آشنایی هستید كه یكباره بر شما فرود می آید.

تفسیر گزینه دو - بوی كباب ، همبرگر و از این قبیل غذاها

تحقیقات نشان می دهد كه بودن با خانواده برای شمااز اهمیت فراوانی برخوردار است و بدین ترتیب همیشه از استرس كمتری نسبت به دیگران بر خوردارید. شما تلاش می كنید تا تمام اوقات فراغت خود را با آنهابگذارنید.

تفسیر گزینه سه - بوی گل و سبزه

آیا به خاطر می آورید كه همیشه پدرتان را دركارهای مربوط به گل و گیاه و یا مادرتان را برای آماده كردن میز غذا و جمع كردن آن كمك می كردید؟ كسانی كه عاشق بوی چمنهای تازه كوتاه شده و یا گل و سبزه هستند ، افرادی مسولیت پذیر و دلسوزند و هرگز كاری را در نیمه راه رها نمی كنند.شما با بوی طبیعت زنده اید و این یعنی شادكامی و سرزندگی ، یعنی حیات و شما این حیات بدست آمده از طبیعت را با هیچ چیز عوض نمی كنید.

تفسیر گزینه چهار - بوی كرم های ضدآفتاب

شما فردی فعال ، برون گرا و با نشاط هستید كه شادترین لحظات زندگیتان مربوط به زمانی است كه در حال انجام فعالیتی هستید! یك سحرخیز واقعی كه با اعتماد به نفس بسیار می تواند روز را به خوبی آغازكند.

تفسیر گزینه پنج - بوی خوش بچه های كوچك

بوی شیرخشك بچه همیشه شما را سست می كند و بوی نوزادان معمولا حسی غریب را در شما زنده می كند! حسی كه به واسطه آن ، خانواده بیش از همه چیز برایتان اهمیت می یابد. شما همانند مادران خانه دار و یا مردانی كه عاشق زن و بچه خود هستند ، دوست دارید تمام وقت خود را در خانه بگذرانید و از بودن بانوزاد خود لذت می برید! بوی خوش شیری كه همیشه از او می آید،    بی اختیار شما را به سمت خانه می كشاند تا بهترین لحظات را با او سپری كنید. شما در خانه بودن  آن هم به دور از هرگونه هیاهو و جنجال را به همه چیز ترجیح میدهید

نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 21:32 توسط پریسا| |

سلاممممممممممممم به همگی

 شرمنده یه مدت نبودم به گنده گیه خودتون ببخشید

حالا یه چی به همه دوستای گلم  بگم برا این موضوع خیلی فک کردم تجربیم دارم انجامش میدم  که  الان به شما هم میگم

تالا شده به کارتونابا دقت نگاه  کنی نه اینکه وقت نگاه کنی با دقت نگاه کنی  نکته بحثه من همین جاست که می خوام  بهتون بگم بیایم زندگیمونو کاتونی کنیم من به شخصه دارم این کارو می کنم از این فرمول جواب گرفتم اساسی 

حالا چنتا فرمول ازشون بهتون میگم که چه جوری از روشه کارتونی استفاده  می کنم که شما هم بکنین

۰۱ اگه اعتماده به نفس نداری به کارتونه گارگاه گجت فک کن با اینکه همه کارارو برادر زادش و سگه انجام میدادن بازم از رو نمیرفت پس به خودت اعتما د کن  چون به خودش اعتماد داشت(اولین کارتونو با گجت گفتم چون کارتونه مورده علاقمه )

۲ ۰ اگه هیچ کسو نداری غصه نخور همیشه بدون که یکی به فکرته و کمکت می کنه بر گرفته از کارتونه جودی ابت (تازه کی فکرشو می کرد اون پسره مایه دار بیادجودیو  بگیره خدایی بابا لنگ دراز خیلیم خوشگل بود )

۳ ۰ راحت  باش حتی اگه کسیو داری با کارات حرص میدی با کماله خونسردی به کاری که دوست داری برس مثله پلنگ صورتی که با خونسردی تمام اذیت میکرد

۴ ۰ اگه  تو خانواده یا جمع دوستان نمی خوانت به فکر ۲ تا کارتونه انشرلی و جوجه اردکه زشت بیفت که یه روزی بلا خره خواستنی میشی فقط صبور باش

۵ ۰ زرنگ باش تا  گربها نتونن تورو بگیرن مثله توئتی

۶ ۰ تواضع داشته باش نمیمیری  که۰۰۰۰ همون اول که با یکی اشنا نشده ۰۰سلام نکرده ۰۰میگی من فلانم من بیسارم ۰۰میدونی عضو کدوم تیمم؟؟ من عضو تیم..... هستم .بابا ول کن بد خودش می فهمه دیگه کی هستی

این تواضعرو از میتی کمان یاد بگیر تا دمه مرگه همشون نمی گفت کیه

.

.

بس نیست کارتون که زیاده شما هم به من یاد بدید اگه کارتونی به یادتون اومد تازه همینارو بیاین انجام بدیم تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 23:11 توسط پریسا| |

سلام سلام متاسفم برای همه از این به بعد چیزای اسون ازتون می خوام

من به شخصه می دونم که خیلی سخت بوده اشکال نداره همونایی هم که نوشتید متشکرم از نظره من همش درسته

فقط یه نفر تونست همشو بنویسه که اونم زهره بود نگید پارتی بازی کردی اون فضولی کرد و کاغذی که اینارو روش نوشته بودمو ورداشته و از روش نوشته من قایم کرده بودم نمی دونم چه جوری پیدا کرده و با کماله پرویی از من جایزه می خواست من برای اینکه  به خدا قسم خوردم هر جایزه و میدم باید گوش  بدم حالا هم بدبخت شدم دوستان جاتون خالی

جایزش اینه که به مدت ۱ هفته هر چی بگه باید گوش کنم

نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 15:49 توسط پریسا| |

بعضی از دوستان فرصته زیادی خواستن بابا تا اخره عمتونم نمی تونید بگید

ولی خواستن توانستنه

چشم تا ۲ روز فرصت می دم بهتوناینم مهربونی من حالا هی بگید زنا ...........

نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 2:9 توسط پریسا| |

سلام به همه دوستان

دوستان مهر اومد و من دوباره رفتم تو خاطراتم تو بچگیام تو دبستان که بهمون دیکته میگفتن که چقدر حالم بد میشد  و حالا هم همون بلا رو داریم سره بچه هامون می اریم ولی در کل با مزه بود مخصوصاوقتی غلط می نویسن  چقدر بهشون می خندیم( البته خودمو دارم میگم خیلی  خنده داره اخه من به دختر خالم دیکته میگم اخه قیافش خنده دار میشه وقتی یه کلمه بلد نیست) حالا  ببینم شما چیکار می کنید ******من یه فکری زد به سرم من یکسری کلمه اماده کردم مثله دیکته ی کلمات که مامانا مون بهمون میگفتن ولی خیلی سخت تره هر کی بتونه اینارو درست بنویسه هر جایزای که بخواد به انتخابه خودش بهش میدم به خدای خودم که خدای شما هم هست قسم می خورم

دوستان دقت کنید ۱۳ کلمه هست که بعضی از اینها نادرسته و بعضی درست تا ۲۴ ساعته اینده هم بیشتر فرصت ندارین یادتون نره درست و نادرستو برام مرتب بنویسید

شروع"""

ولداته/فوته/مثقول/صپنج/مرغزار/جاثلیغ/زمی/برگصتوان/تقسیر/صومعه/صترگ/ایزا/نامهتملست

بچه ها جونم توی خصوصی بذارید تا کسی به حق شما دستبرد نزنه

 

                                                                                               با تشکر مدیره اینده

اگر بلد نبودید عیبی ندارهفقط من این جوری بهتون می خندم

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 2:31 توسط پریسا| |

سلام سلام به همه دوستای خوبم از این که یه مدت نبودم معذرت می خوام مرسی از کسایی که تنهام نذاشتن۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 اول مهر و به همه استادا >استاد یارا>معلما >دانشجوا >دانش اموزا......... تبریک میگم چقدر زیاد بودن فکر کنم کسیو جا نذاشتم  

من همه ی نظرات شما دوستای خوبمو خوندم چیز زیاد سختی نبود سوالم  ولی مفهومی بود و همه ی شما درست گفتید من نمی خوام چیزی غیراز  شما بگم فقط می خوامستم یه خورده شما هم به این چیزا فکر کنید می دونم ساده بود ولی شاید خیلیاتونم مشغله ی کاریتون  زیاد باشه کم به این چیزا فکر کنید

نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 22:12 توسط پریسا| |

سلام به همه  دوستای خوبم

این سوالو هر کی بتونه  جواب بده نمی گم جایزه بهش می دم بلکه بهش میگم یک امر بزرگه زندگی یاد ت دادم۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

سوال "" (فرق بینه ارزو   و    هدف چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

خیلیم کوتاهه جوابش شما بگید بعد از چند روزمن فرقشو میزارم

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 18:44 توسط پریسا| |

بایدخدمته همه اونایی که می گفتن:( کی به تو گواهی نامه میده) عرض کنم که امروز گواهی نامم امد در خونمون با پست چی /// ساعت حدودا ۹ اینطورا بود که بنده طبق معمول در عالم خواب و بیدار در بستر به سر می بردم حالا اینجاروداشته باشید که چرا اول با کینه صحبت کردم اخه من روز قبلی  که می خواستم برم امتحان بدم گفتم برم یه خورده تمرین  با ماشینمون* من معمولا با زهره می رم تمرین چون خیلی بچه با جراتیه۰  همه میگفتن می خوای باز کلاس بردار یا تو که هنوز دیرت نشده و ....................... از این حرفا "بدونه اینکه راننده گیه منو ببینن" خلاصه با زهره از خونه زدیم  بیرون همین که نشستم تو ماشین مانتوم گیر کرد به قفل فرمون       بعد که ماشینو روشن کردم  می خواستم حرکت کنم ماشین حرکت نمی کرد بعد زهره بهم خندیدو ترمز دستیو خوابوند بعد حرکت کردیم  انگا ر موج منفیشون منو کلا گرفته بود نمیگم ادمه خرافاتیم ولی به موج مثبت وموج منفیه  ادما و خودم اعتقاد دارم. بعد که حرکت کردیم از خونه خیلی دور شدیم جایی منو برد که بلد نبودمش "زهره گفت: به پیچ تو این کوچهه منم مثله یه بچه ی خوب پیچیدم هیچ موقع یاد ندارم که انقدر خوب حرفشو گوش کرده باشم همیشه  با هزاتا نقدو بررسی و بحث و گفت و گو وهزار مدله دیگهردش میکنم که نهایت یا اون منو قانع میکنه یا بلعکس یا ام.......... 

به هر حال من که پیچیدم زهره با یه لحنه دل سوزانه گفت اگه فردا قبول نشدی عیب نداره همه که نباید باره اول قبول شنهنوز منه خنگ نفهمیده بودم ورود ممنوع بوده کوچهه  .    امدیم خونه البته اتفا قاته دیگری هم افتاد که بماند .امدیم خونه زهره همه چیزو برا اهل البیت تعریف کرد منم برای اینکه پایش باشم به خودم می خندیدم ولی واقعا هم برام مهم نبود "همه با این وجود فکر می کردن من نرم دیگه ولی من باتمام پرویی  فردا شد و رفتم امتحان دادم ۷ صبح همه خواب بودن من رفتم.نرفته ........برگشتم چون  شناسنامو وبقیه ی مدارکمو بیاریم یادم نبود ببرم حالا درسه عبرت برا شما باشه همه چیتونو ببرید. با پری باهم رفته بودیم پری طفلک وقت نکرده بود بخونه ایین نامرو قبو نشد ولی من ایین نامه رو با  ۳ غلط قبول شدم. بخاطره من موند" رسیدیم به امتحانه شهری با سرهنگ   رفتیم محله امتحان  یه صف ایی بود جاتون خالی ما ۱۰ که رفتیم ۲بعد از ظهر نوبتم شد و من که مطمئن بودم قبولم "سرهنگه منو با یه غلط قبول کرد     البته اینم بگما یه لحظه گفتم این منم میندازه چون بیشتریا باره   * دومشون *بود یا خیلیاهم* می انداختشون*(حالا نگم خیلی شجا عم نه من پر از استرس بودم ولی مطمئن بودم که قبولم )البته دعا و نذر برای من خیلی جواب میده همین شکلی دعا میکردم

 

نتیجه ی این بار پریسا :ادم باید به خودش اعتماد کنه اما نه به صورته مغرورانه

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 16:16 توسط پریسا| |

سفر به آسمان و آگاهی از عوالم پیچیده آن همواره از آرزوهای بشر بوده است؛ تا اینكه با اختراع فضاپیماها این امر میسر شد و دانشمندان با بخشی از این عوالم آشنا شدند. یكی از مسائلی كه مورد جستوجوی اندیشمندان بوده، این است كه ایا حیات و زندگانی مخصوص كره زمین است یا در كرات دیگر نیز شرایط سكونت وجود دارد و موجوداتی زندگی میكنند؟

نتایج جدید علمی بیانگر این حقیقت است كه شرایط حیات منحصر به زمین نیست و در كرات دیگر نیز زیست موجودات صورت میگیرد؛ هرچند شیوه این زیست با زندگی بر روی كره زمین تفاوت دارد.

جمعی از دانشمندان فلكشناس كه «هرشل» از جمله آنهاست، معتقدند: مجموع ستارگان ثابت و سیار، مسكونی میباشد و تجلیات اسرارآمیز حیات منحصر به زمین نیست؛ منتها شرایط حیات بر حسب انواع جاندارانی كه در هر یك از كرات آسمانی زندگی میكنند، متفاوت است1.

در گزارش دیگر به نقل از دانشمندان آمده است كه: «تنها در كهكشان ما 600 ستاره مسكونی» وجود دارد و در این ستارگان تمدنی شبیه تمدن زمین دیده میشود و شاید ساكنان نیمی از ستارگان از مردم كره زمین متمدنتر باشند2.

در تحقیقی كه با همكاری یكی از دانشمندان فضایی شوروی سابق با یكی از متخصصین فضایی آمریكا تحت عنوان «ما تنها نیستیم» تألیف و منتشر شد، اعلام گردید كه «در كهكشان ما (یعنی كهكشانی كه منظومه شمسی ما از اعضای آن محسوب میشود) دست كم هزار میلیون كره قابل زندگی موجود است»3.

اكنون نكوست به قرآن نظری افكنیم و دیدگاه قرآن را در این باره جویا شویم. با شگفتی فراوان قرآن و روآیات، از وجود جنبندگانی در آسمانها خبر میدهد و میفرماید: «وَمِنْ آیاتهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِیهِمَا مِنْ دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا یشَاءُ قَدِیرٌ» شوری/29؛ از جمله نشانههای خداوند، آفرینش آسمانها و زمین و جنبدگانی است كه در آنها پراكنده ساخته و او قدرت دارد هرگاه بخواهد، همه را جمعآوری نماید.

كلمه «دابه» به معنی «جنبندگان» و كلمه «فیهما» به وجود موجودات زنده در كرات دیگر تصریح میكند4.

علاوه بر این آیه، آیت دیگری از قرآن نیز به این حقیقت اشاره میكند؛ نظیر آیاتی كه سخن از سجده و تسبیح جنبندگان و فرشتگان آسمان و زمین به میان میآورد، مانند: «وَلِلَّهِ یسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَالْمَلائِكَةُ وَهُمْ لا یسْتَكْبِرُونَ» نحل/49؛ و نیز «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ» اسراء/44 و آیت فراوان دیگر كه ذكر آنها به طول میانجامد5.

در گفتار پیشوایان بزرگ اسلام نیز نمونه هایی وجود دارد كه حاكی از این حقیقت است؛ از جمله حضرت علی علیهالسلام میفرمایند: «هذه النجوم التی فی السماء مدائن مثل المدائن التی فی الارض مربوطه كل مدینه الی عمود من نور6؛ این ستارگان آسمان، شهرهایی همانند شهرهای زمین هستند كه شهری با شهر دیگر با ستونی از نور مربوط است».

نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 23:35 توسط پریسا| |

از اینجا واستون می گم که من علاوه بر زهره جونم  یه دوست دارم که مثله خواهرمه خیلی دوسش دارم و بیشتره اوقات باهمیم و کلاسایی که میریم یکجوره و از همه جالب تر اسمشم پریسا مثله خودم واسه همه جالبه واسه خودمونم جالبه ما حتی بعضی اوقات خودمون خودمونو قاطی می کنیم به خاطره همین اسمه اونو میگیم (پری )واسمه من ( پریس)البته اسمای زیادی داشتیم از جمله یکیش پت و مت خنگ و خنگترو.............۰واین ماجرا ازکلاس زبانمونه که این ترم یه معلمه خل وضع گیرمون افتاده حالا از وضع ظاهریش به کنار ۰هیچی حالیش نیست یا اگه حالیشه پیشه ما رو رو نمی کنه   همین جوری بحث افتاد تو کلاس که بیشتره کره ایا ایرانیارو قبول ندارن

این اطلاعاتی بود که یکی از بچه ها که رفته بود کره داد من ایجارو بگم که من از کره ایا و ژاپنیا  خوشم می یاد به هزارو یک دلیل که یه دلیلشو بیشتر نمی دونم        که اونم اینه که بدونه اینکه خودشو نو گم کنن همیه اطلاعاتو گرفتن و پیشرفته شدن اینو که گفتم داشته باشید  بعد معلمه همین که شنید که اونا گفتن ایرانیا کم اطلاعاتن شروع کرد به فحش دادنه اونا حالا بماند که چه چیزایی می گفت و چه شکلایی با چشاش در میاورد منم که غیرتی رو کره دارم حالا نگید جو گره جومونگ شده نه دوسته عزیز نه بعد به پری گفتم اینجارو داشته باش من همیشه ی سره کلاسا می خندم لحنمو جدی کردم در حالی که از خنده داشتم می ترکیدم گفتم مامانم کره ای معلمه یهو ساکت شد بعد خودشو جمع کرد پری از خنده روده بار شده بود بازم معلمه خل وچل نفهمیده بود .من گفتم الانه که بفهمه ولی انگار نه انگار سوالای که ازم می پرسید خنده دار بود برام یکی از سوالاش این بود غذا چی می خورین منم کم نیاوردمو چنتا از غذای کره گفتم اخه یکی از فامیلامون کره است یه چیزایی مال اون تو ذهنم بود یه چیزایی ازخودم بلاخره هی سوال پرسید هی سوال پرسید اخر داشتم میمردم زدم زیره خنده یه سری فهمیده بودن باهم می خندیدیم بلاخره خدا کمک کردومعلمه  فهمید بعد به خنده گفت خیلی بلایی یه بلایی سرت بیارم یه نمره های بدم حذ کنی منو سره کار می زاری بعد خیلی از بچه ها بهم گفن برو کلاس بازیگری بازیگریت حرف نداره ما هم دیگه اخرای کلاس بود تایمه کلاس تموم شد و امدیم خونه۰۰۰۰۰۰۰۰۰ اخره هر داستان طبق قانونه دارما  من از ماجراهایی که رخ میده نتیجهایی می گیرم  

 

نتیجه ی این بار پریسا:ما نباید از حقایق فرار کنیم بلکه باید به فکره جبرانه خرابی ها باشم نه مثله معلمه ما اونایرو که به بالا رسیدن فحش بدیم بلکه باید تلاش کنیمو  به اونا برسیم بلکه بالاتر به امید خدا

نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 2:24 توسط پریسا| |

سلامی گرم و سوزنده

سلامی شاد و سرزنده

سلامی هول و وحشت زده۰۰۰۰۰۰۰۰۰ به خاطره این که از این به بعد می خوام یکسری از داستانای زندگیمو که برای خودم جالبود رو برا شما هم بگم

نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 0:3 توسط پریسا| |

 

آیا میدانید نوعی عنکبوت میتواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند

آیا میدانید فاصله بین مچ دست تا ارنج برابر با طول کف پا است
آیا میدانید مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند
 
آیا میدانید گرانترین ساعت دنیا سویسی بوده و ۱ میلیارد تومان است 
 


آیا میدانید گرانترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است
آیا میدانید گرانترین ماشین دنیا یک الگانس که با الماس تزیین شده و بیش از ۱ میلیارد است
آیا میدانید گرانترین بلندگوی جهان ۲۱۰ میلیون تومان قیمت دارد 

آیا میدانید طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ - ۴۰۰ نانومتر است
آیا میدانید خورشیدکوچکترین ستاره دنیا است
آیا میدانید وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید
آیا میدانید مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند
آیا میدانید مسن ترین ادم دنیا  با ۱۴۲ سال سن الان در ایران زندگی میکند
آیا میدانید به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه ۵ جهان است و تا چند سال دیگر ۱ خواهد شد
آیا میدانید ایران فلاتی به وسعت ۱/۶۴۸/۱۹۵ کیلومتر مربع است 

آیا میدانید گرانترین سینمای خانگی ۲۱۰ میلیون تومان است 
 



 

 

 

 

 

 

 

 

...

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 23:54 توسط پریسا| |

من هزاران سوال تو ذهنم دارم که دوست دارم با شما اگه شد به اونا برسیم

البته این سوالارو شاید خیلیا داشته باشن

چرا جونا انقدر سطحی شدن ؟؟؟؟عینک و لباس مارک مد شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 13:58 توسط پریسا| |

کلیله ودمنه

گفت آورده‌اند كه شيري بود و او را گَر برآمده بود و چنان قوت از او ساقط شده كه از حركت باز ماند و نشاط و شكار فروگذاشت و در خدمت او روباهي بود؛ روزي او را گفت مَلك اين علت را علاج نخواهد فرمود؟ شير گفت اگر دارو دست دهد، به‌هيچ‌وجه تاخير جايز نشمارم و گويند علاج دل و گوش خر مي‌بايد و طلب آن ميسر نيست. گفت اگر ملك مثال دهد در آن توقفي نيفتد و در اين نزديكي چشمه‌ايست و گازري هر روز به‌جامه شستن آيد و خري رخت‌كش اوست و هر روز در آن مرغزار مي‌چرد. او را بفريبم و بياورم تا ملك دل و گوش او بخورد، باقي بر بندگان صدقه كند. شير اين شرط بجا آورد و روباه به نزديك خر رفت و تلّطفي نمود. آن‌گاه پرسيد كه موجب چيست كه تو را نزار و رنجور مي‌بينم؟


گفت اين گازر بر تواترم كار فرمايد و تيمار علف كم كند. روباه گفت مَخلَص و مهرب* مهيا به‌چه ضرورت اين محنت اختيار كردي؟ گفت هر كجا روم از اين مشقت خلاص نيابم. روباه گفت اگر فرمان بري تو را به مرغزاري برم كه زمين او چون كلبه‌ي گوهر فروش به‌الوان جواهر مزين است و هواي او چون طلبه‌ي عطار به‌نسيم مشك و عنبر معطر. و بيش از اين خري ديگر را نصيحت كرده‌ام و امروز در عرصه‌ي فراغ و نهمت مي‌خرامد و در رياض امن و مسرت مي‌گذارد. چون خر اين فصول بشنود خام طبعي او را بگرفت تا نان روباه پخته شد. گفت از اشارت تو گذر نيست چه مي‌دانم كه براي درستي و شفقت اين‌ دل‌نمودگي و مكرمت مي‌كني.


روباه او را به نزد شير برد. شير چون زار و نزار بود، قصدي كرد و زخمي انداخت. موثر نيامد به‌سبب ناتواني. خر بگريخت. روباه از ضعف شير لختي تعجب نمود كه كدام بدبختي از اين فراتر كه مخدوم من خري لاغر نتواند شكست. اين سخن بر شير گران آمد. انديشيد كه اگر بگويم اهمال روا داشتم، بترّدد و تحيّر منسوب گردم و اگر بقصور قّوت اعتراف كنم سمت عجز را التزام بايد نمود. آخر فرمود كه هرچه پادشاهان كنند رعّيت را بر آن وقوف و استكشاف شرط نيست كه خاطر هركس بدان نرسد كه راي ايشان بيند. تو را اين سوال نمي‌بايد كرد. از اين تعجب در گذر و حيلت كن تا خر بازگردد و خلوص اعتقاد و فرط اخلاص بدان روشن گردد. روباه باز رفت خر عتاب كرد و گفت مرا كجا برده‌بودي؟


روباه گفت سود ندارد هنوز مدت رنج و ابتلاي تو سپري نشده‌است و الّا جاي آن نبود كه دل از جاي مي‌بايست برد اگر آن خر دست به‌تو دراز كرد از صدق شهوت و فرط شفقت بود و اگر توقفي رفتي انواع تلطّف و تملّق مشاهدت افتادي و من در اين هدايت و دلالت سرخ‌روي همي گشتمي. براين مزاج دم‌دمه مي‌داد تا خر را در شبهت افكند كه هرگز شير نديده‌بود. پنداشت كه او هم خر است. باز آمد. شير او را تالّفي واجب ديد تا استيناسي يافت. پس شير در جست و او را بشكست و روباه را گفت من غسلي مي‌كنم و آن‌گاه دل و گوش بخورم كه معالجت اين علت بر اين سياقت مفيدتر باشد. چندان‌كه شير برفت، روباه دل و گوش خر بخورد؛ شير باز آمد، پرسيد كه دل و گوش كو؟ گفت بقاباد مَلك را، اگر دل و گوش داشتي كه مركز عقل و محل سمع است پس از آن‌كه صولت ملك مشاهده كرده‌بود، دروغ من نشنودي و به‌خديعت من فريفته نشدي و به‌پاي خود به‌گور نيامدي!


نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 13:36 توسط پریسا| |

سيمين دانشور- جلال آل احمد

دهكده‌ي بزرگي بود به نام «كخادا – kukhada» و در آن‌جا «راسايي- rasa» مي‌زيست بسيار ابله؛ با زنش كه «دويكا» نام داشت.


زن بدكاره بود و فاسق داشت. فاسقش برهمني بود و زير درخت «ويبهي تاكه- vibhitaka» ملاقات مي‌كردند.


شوهر عاقبت تصميم گرفت از چند و چون كار ايشان سر در بيآورد. شبي بالاي درختي پنهان شد و آن‌چه ديد، مويد قول افواهي اهل دهكده بود. و همان از فراز درخت فرياد كشيد كه: «اي زن! مي‌دانم كه مدت‌هاست به اين نابكاري مشغولي.»


زن در مشكلي سخت افتاد و بي‌مقدمه پاسخ داد: «من غرض تو را از اين سخنان نمي‌فهمم.»


مرد گفت: «غرضم را به تو خواهم فهماند. به شرط آن كه تا من از درخت پايين بيايم، همان زير درخت بماني.»


زن قول داد و تا مرد از درخت پايين بيايد، فاسق گريخته‌بود. مرد به زمين رسيد گفت: «ديگر عذر و بهانه سودي ندارد، چرا كه تو را در اثناي اين نابكاري غافل گرفتم.»


زن گفت: «شوهر عزيزم! اين درخت اصلاً درخت عجيبي است. هركس از آن بالا برود، به قوه‌ي سحر درمي‌يابد كه همسر او وفادار هست يا نه. و اگر وفادار نباشد، عاشق يا معشوق همسر خود را خواهد ديد.»


شوهر گفت: «حالا كه چنين است، تو از درخت بالا برو و مرا ببين كه چه مي‌كنم!»


زن همين كار را كرد و از فراز درخت فريادش برآمده كه: «اي شوي نابكار! مي‌دانم كه مدت‌هاست دنبال زنان ديگري.»


و چون اين سخن نيز حقيقت داشت، شوهر چه مي‌توانست بگويد؟ ناچار با زنِ خود آشتي كرد و هر دو به خانه رفتند.

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 15:45 توسط پریسا| |

ahmad-shamloo.jpg
احمد شاملو – 2053 نمایش
ALPACINO.JPG
آلپاچینو – 2280 نمایش
antonio-bandras.jpg
آرنولد – 2331 نمایش
ANTONIOB.JPG
آنتونیو باندراس – 2872 نمایش
arnold.jpg
آرنولد – 2482 نمایش
batman.jpg
بت من – 1946 نمایش
berry_s_einstein.jpg
انیشتین – 2678 نمایش
bond.jpg
جیمز باند – 1911 نمایش
brad-pitt.jpg
برات پیت – 3048 نمایش
BRUCEWIL.JPG
بروس ویلیس – 2293 نمایش
bruce_lee.jpg
بروسلی – 4478 نمایش
chaplin.jpg
چارلی چاپلین –

اااااااااا ایناروچه باحالن

نبینم بینظر بریدا

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 15:38 توسط پریسا| |


Design By : Night Skin